نه نیاز است به تفأل بنشینیم و نه سوار بر گُرده قضا و قدر تا آغاز جامملتهایی که به تعویق افتاده از تندیسهای معجزه آشنازدایی کنیم. حالا که جام ملتها از ایستگاه مقرر فاصله گرفته، عقربهها اندکی بیشتر به سود فوتبال ایران میچرخند و این یعنی فرصتها به جای انباشته شدن در بایگانی وعدهها، میتوانند صرف ساختن فردایی شوند که سالهاست پشت درهای بسته انتظار میکشند. بیمجامله تیم ملی بیش از آنکه به جابهجایی چند صندلی در اتاق مربیان احتیاج داشته باشد، به خانهتکانی در مخمل سبز نیاز دارد.
ما سالهاست با چهرههایی به ملاقات حریفان میرویم که خاطرات درخشانی از آنها در ذهن داریم، اما خاطره هرچقدر هم عزیز باشد، نمیتواند جای آینده را پر کند. باور کنید قرار نیست بر شانههای مردانی که سالها بار تنپوش ملی را به دوش کشیدهاند، سنگینی ناسپاسی بگذاریم. آنها سهم خود را از افتخارات و خاطرات گرفتهاند و نامشان در دفتر فوتبال ایران باقی خواهد ماند.
اما تیم ملی صندوق امانات افتخارات دیروزها نیست که کلیدش تا ابد در جیب چند تفنگدار بماند. خرقه سفید ایران باید بر تن شایستهترینها پرو شود.
جنگجویانی که خاکستر خود را پس نمیزنند و میتوانند افق تازهای پیش چشم فوتبال ایران بگشایند. در این میان منطق حکم میکند همه جادهها را به نام امیر قلعهنویی یا هر نام دیگری گره نزنیم و آرزوها را در یک شریان به پرواز درنیاوریم. فوتبال ایران سالهاست گرفتار عادت خطرناکی شده و با تغییر یک نفر، تصور میشود زمین و آسمان به هم بافته شدهاند. نیمکت سفید عوض میشود، تیترهای جگری رنگ شکل میگیرند، مصاحبههای مهوع کلید میخورند و سرانجام همان سناریو قدیمی با بازیگران همیشگی روی پرده میرود.
راستی چه سود اگر نام سرمربی عوض شود، اما ترکیب تیم ملی همچنان در قاب سالهای گذشته باقی بماند؟ چه فایده اگر از تاکتیکهای نو حرف بزنیم، اما برای ورود خون تازه به رگهای تیم ملی، هزار اما و اگر بتراشیم؟
اگر قرار است امیر قلعهنویی تا پایان جام ملتهای آسیا بماند، باید معمار عبور از دیروز باشد، نه نگهبان وضع موجود. اگر هم قرار است فرمانده دیگری نبض تیم ملی را به دست بگیرد، نباید با آمدنش پرونده جوانگرایی دوباره به کشوی نسیان سپرده شود. به ضرس قاطع باور داریم جوانگرایی با چند دعوت تشریفاتی و چند فریم یادگاری و کمی تاتی تاتی در کلوزآپ اتفاق نمیافتد. باید استعدادها را از هیاهوی لیگ بیرون کشید، به آنها مجال داد، فرصت آزمون و خطا بخشید و اجازه داد در میدانهای صعبناک بیکجدار و مریز استخوان خرد کنند.
فرصت تازه جام ملتها را نباید با چند اردوی تکراری و چند بیانیه پرطمطراق به باد داد. این فاصله باید به کارگاه تولد یک تیم تازه تبدیل شود. تیمی که نه اسیر شناسنامهها باشد و نه بدهکار خاطرات. جان کلام، مسئله این نیست چه کسی با چه مختصاتی فرمان تیم ملی را در دست دارد، مسئله این است که فوتبال ایران بالاخره چه زمانی فرمان را از گذشته میگیرد و به سوی آینده میچرخاند؟
۱۴ آبان ۱۴۰۵ - ۰۳:۳۱
کد مطلب: ۱۱۷۴۰۶۱
نه نیاز است به تفأل بنشینیم و نه سوار بر گُرده قضا و قدر تا آغاز جامملتهایی که به تعویق افتاده از تندیسهای معجزه آشنازدایی کنیم.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما